مهندسی معکوس غالبا شامل دمونتاژ کردن یا باز کردن بخشهای مختلف قطعات برای رسیدن به نقشهی قطعه و بازسازی آن است.
نیاز به خدمات مهندسی معکوس معمولا زمانی ایجاد میشود که یک شرکت میخواهد یک قطعه خارجی را تولید کند که نقشه آن را ندارد، یا نیاز دارد قطعه موجود خود را ارتقا ببخشد و دانش کافی برای این کار را ندارد و یا یک قطعه نیاز به تعمیر دارد که نقشه آن در دسترس نیست. بنابراین به طور کلی هر زمان نیاز باشد یک قطعه از روی قطعه مشابه خودش ساخته شود از خدمات مهندسی معکوس استفاده میشود. ابعاد قطعه، مواد تشکیل دهنده و پروسه ساخت آن مواردی هستند که باید با این روش به دست بیایند که به نوبه خود نیازمند مهارت و تجربه و تجهیزات مناسب است.
از طرفی مهندسانی که از این روش استفاده میکنند علاوه بر تسلط به دستگاهها و نرم افزارهای مورد نیاز، باید درک صحیحی از جایگاه، عملکرد و وظیفه قطعه داشته باشند.

برخی کاربرد های مهندسی معکوس:
- زمانی که یک قطعهی صنعتی، مثلاً یک گیربکس یا موتور، به خوبی کار میکند و عملکرد بالایی دارد ممکن است یک شرکت تولیدی تصمیم بگیرد به جای طراحی از نقطهی صفر، آن قطعه را به اجزای کوچکتر تفکیک کرده و هر جزء را تحلیل و مدلسازی کند تا به توانایی بازتولید آن قطعه دست پیدا کند.
- وقتی دندان پزشکان بر اساس شکل یک دندان قالب میسازند و میکوشند مدلی مشابه آن را تولید کنند.
- وقتی یک برنامه نویس، به جای طراحی سیستم و برنامه نویسی از نقطه صفر، یک برنامه یا سیستم موفق را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد و سعی میکند اجزای آن را بازتولید کند.
- وقتی ارتش یا سازمانهای نظامی یک کشور، محصولات نظامی کشور دیگر را به دست میآورند و میکوشند با مهندسی معکوس به دانش و فن آوری آن کشور دست یابند یا لااقل توان علمی و فنی سازنده را ارزیابی کنند.
- تلاش برای استخراج کدهای سطح بالای یک برنامه نرم افزاری بر اساس کدهای اسمبلی محصول نهایی



ثبت سفارش
